فکر می کردم
تنها چشم انتظارت
منم
روزگار هم
نیامدنت را
روی دیوار پیشانی ام
خط می کشد...
جبــار_فتــاحـی_رستــا
برچسب:
نویسنده: نیکان عباسی
بی تو سرای دلم غمخانه شد حسرت دیدنت، به دل جاودانه شد ازدست آه و آتش سوزان فراقت باید دست به دامن باران شبانه شد.برای من، بهار فصل انتظارست ، انتظار یک نگاه آشنا، یک آمدن ، یک عبور ، یک عطر خاص
برچسب:
نویسنده: نیکان عباسی
هرشب، نیـامدنت یادم می آید
و روز بعــد
موهای سیــاهم
پر از برفــــ میشود
و مــن
چه دیــر فهمیدم
که زمستــان
همان نبودن تـــــــــوست
جبــار_فتــاحـی_رستــا
برچسب:
نویسنده: نیکان عباسی
تو چه کردی با من و این قلب ویرانه ام؟ دوست و رفیق که هیچ ، با خود هم بیگانه ام
شانه ی خشک و تکیده ام درد دارد درد دردش تویی ، سری بگذار بر شانه ام از سقف خانه ام یات میچکد هر روز بخاطر همین ، خیس
برچسب:
نویسنده: نیکان عباسی
گر چاره تویی ، بیچاره منم که ندارمت. که گم ات کرده ام . که جیب احساسم خالی شده از عطر حضورت . . . از وقتی که آغوش تو را گم کرده ام ، کوچه پس کوچه های این شهر را ، گلهای اقاقی را ، و حتی شعر شاعران د
برچسب:
نویسنده: نیکان عباسی
در قلب هر دختری ، باید خیاطی کاشت ، تا دلتنگی اش را بدوزد ، تا بغض اش را قیچی کند ، تا انتظارش را کوتاه کند . تا سر شانه های ظریفش را محکم کند . تا پیراهن دلش آب نرود ، تا پروانه روی سنجاق سینه ا
برچسب:
نویسنده: نیکان عباسی